«اندیشههایی ساده، کوتاه و عمیق تا جان تلخت خوش شود.»ما با تکیه بر مطالعات وسیع میانرشتهای، محتوایی تولید میکنیم که به سرعت قابل پیاده کردن در کسب و کار و زندگی روزمره باشد و به زندگی معنا و زیبایی ببخشد.
وقت گذاشتن برای گفتگوهای کوچک در مورد هیچ چیز خاص با افرادی که نمیشناسیم و بعید است هرگز دوباره ملاقات کنیم، میتواند - از برخی منظرها - اوج پوچی به نظر برسد.
خودآگاهی یکی از عناصر کلیدی رشد و توسعه شخصی است. این مفهوم به معنای درک عمیق و صادقانه از خود، باورها، ارزشها، احساسات و رفتارهای خود میباشد. در این مقاله، به بررسی شش حقیقت اساسی درباره خودآگاهی میپردازیم
آفریقا، قارهای است که با ثروت فرهنگی و تاریخی فراوانی برخوردار است. یکی از جواهرهای بینظیر این فرهنگ، ضرب المثلهای آفریقایی است که تاریخچهی طولانی و غنی دارند. این ضرب المثلها، بازتابی از حکمت و تجربیات نسلهای گذشته آفریقا است و هنوز هم در زبان و فرهنگ آنان به چشم میخورند.
بیداریهای ساعت 3 صبح ما نشانههایی هستند که نشان میدهند ما آن گونه از خود انعکاسی را انجام ندادهایم که باید انجام دهیم تا در آرامش باشیم - یا بخوابیم.
یکی از ویژگی های غیرمنتظره و دردسرساز انسان بودن این است که ما خیلی بیشتر از آن چیزی که خود به خود احساس می کنیم احساس می کنیم. احساساتی در ما جریان دارند - از خشم یا شادی، رنجش یا ترس - که درست خارج از دایره آگاهی معمولی قرار دارند و در حین عبور از چالشهای زندگیمان از ما فرار میکنند.
یک اصل کلی سلامت روان این است که هر چه کمتر توانایی ابراز وجود داشته باشیم، بدتر می شویم. زمانی که بتوانیم راهی پیدا کنیم تا به دردهایمان شکلی بیرونی بدهیم، روحیه ما روشن می شود و افق دیدمان گسترش می یابد.
ما معتقدیم که در هر مرحله اصالت داریم، در حالی که در واقع معمولاً در حال تمرین الگوهای تقریباً یکسانی در انتخاب ها و رفتارهایمان هستیم.عجیب به نظر می رسد که بگوییم ممکن است در یک داستان حبس شده باشیم. این عبارت کنجکاو چه معنایی می تواند داشته باشد؟
یکی از عجیبترین ایدههای روانشناسی این است که تروما ممکن است به «بدن» ختم شود. در خود فیزیکی ما؟ آیا یک کلیه می تواند غم و اندوه را به یاد بیاورد؟ آیا مچ دست یا استخوان ران می تواند خاطره والدین تنبیهی یا طلاق دردناک را حفظ کند؟
در تاریخ رسانهها گاهاً اتفاق افتاده است که یک هیولای واقعی پیدا شده است: شاید در دفتر رئیس جمهور، یا در یک لشکر ارتش یا یک زیرزمین حومه شهر. از چنین اکتشافات خارقالعاده و لرزهای، که ممکن است تعدادشان در هر قرن بیش از انگشتان یک دست نباشد، یک باور عمومی در هر سازمان رسانهای و در ذهن آخرین روزنامهنگار مشتاق جا افتاده است: هیولاها در همه جا وجود دارند، در ادارات، خانهها، سالنهای ورزشی، برجهای کنترل فرودگاه، سالنهای عمل و اتاقهای کابینت.
شک در رابطه همیشه بیدلیل نیست، اما هر نگرانی نیز مدرک خیانت یا دروغ محسوب نمیشود. تجربههای گذشته، دلبستگی اضطرابی، رفتارهای مبهم و اعتماد آسیبدیده میتوانند ذهن را به سمت بدترین سناریوها ببرند. در این مقاله یاد میگیریم واقعیت را از حدس جدا کنیم و بدون تبدیل رابطه به بازجویی، با نگرانیها روبهرو شویم.
حسادت یکی از احساسات رایج در روابط عاطفی است و معمولاً زمانی ظاهر میشود که چیزی را تهدیدی برای رابطه تصور میکنیم. مشکل از جایی آغاز میشود که حسادت به بازجویی، نظارت، محدودکردن یا اتهام دائمی تبدیل شود. در این مقاله ریشههای حسادت و راههای مدیریت سالم آن را بررسی میکنیم.
صمیمیت به معنای دانستن تمام جزئیات زندگی شریک عاطفی نیست. یک رابطه سالم هم به صداقت نیاز دارد و هم به فضایی که فرد بتواند استقلال و حریم شخصی خود را حفظ کند. در این مقاله مرز میان حریم خصوصی، پنهانکاری، اعتماد و کنترلگری را با مثالهای واقعی بررسی میکنیم.